...هوای کال رسیدن
امشب ...
ای سحر! امشب خدا را پرده از رخ وامگیر
وامگیر این آخرین امیدم از دیدار یار...
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 19:58 توسط ***//مریم//*** |
هیچ ! باشد تا بماند یادی و یادگاری !
×××××××××××××××××××
من سبزترین واژه ی ملموس غروبم ...
کاش در این وسعت سبز ، یک نفر درد مرا میفهمید ...
خانه
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
آذر ۱۳۹۱
مهر ۱۳۹۱
مرداد ۱۳۹۱
تیر ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
بهمن ۱۳۹۰
دی ۱۳۹۰
آذر ۱۳۹۰
آبان ۱۳۹۰
مهر ۱۳۹۰
شهریور ۱۳۹۰
مرداد ۱۳۹۰
تیر ۱۳۹۰
خرداد ۱۳۹۰
اردیبهشت ۱۳۹۰
فروردین ۱۳۹۰
اسفند ۱۳۸۹
بهمن ۱۳۸۹
دی ۱۳۸۹
آذر ۱۳۸۹
آبان ۱۳۸۹
مهر ۱۳۸۹
شهریور ۱۳۸۹
مرداد ۱۳۸۹
تیر ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
اردیبهشت ۱۳۸۹
فروردین ۱۳۸۹
اسفند ۱۳۸۸
بهمن ۱۳۸۸
دی ۱۳۸۸
آذر ۱۳۸۸
آبان ۱۳۸۸
مهر ۱۳۸۸
آرشيو
آرشیو موضوعی
حـــــرف هـــــــای مـــــن با او
دل نوشت های بی نام و نشان
یـــــادگـــــاری بــــرای من و تو
نوشــــــته های روزمـــــره دلم
چــــــیزی شبیـــــه به داسـتان
گاهـــــــــی هـــــــــم شـــــعر
از ســـــر دلتنگی و بــــرای دلم
از جــــــــــنس خـــــــــــــاطــره
پیوندها
مثل باران،ناجی باش...
زیر باران،فقط نفس بکش!
محکم***ساعتهای آرامش یک قلب رازگو
رویای خیس
قاصدک
شباهنگ
بغض بارون
رهایی
BLOGFA.COM