داداشی اینا چی میگن ؟

داداش مهدی اینا از چهار و نیم صبح چی  دارن بهم میگن ؟ چرا خودت نمیای بگی ؟

این شوخیای مسخره چیه ؟ این که میگن تو دیگه نیستی یعنی چی ؟ اصلا چرا نمیای بگی آجی باهات شوخی کردم ؟ چرا نمیای بگی  آجی میخواستم یکم اذیتت کنم ؟ آجی انقده حال میده اذیتت کنم ... مهدی چرا نمیای بگی ؟ مهدی اینا چی دارن بهم میگن ؟ چرا میگن نیستی دیگه ؟ چرا هر چی زنگ میزنم بر نمیداری ؟ داداشی چرا از دیروز تا حالا نپرسیدی اجی رسیدی یا نه ؟ چرا دیروز که اس ام اس دادم داداشی رسیدم هیچی نگفتی ؟ اصن میخوای باهات قهر کنم دیگه باهات حرف نزنم ؟ دیگه هم هر چی منت کشی کنی جواب ندم؟

داداش اینا چی میگن ؟ داداشی جونم اینا چی میگن که امروز خاکت کردن ؟ داداشی پس چرا من نبودم ؟ داداشی چرا بهم نگفتی؟ مگه بهت نگفته بودم من بدون تو دق میکنم ؟ مگه بهت نگفتم اگه انقدیم که زنده ام اگه انقدی که میخندم واسه توئه ؟ حالا دلت میاد اینجوری گریه کنم ؟ داداشی کجایی از صبح دارم زنگ میزنم ؟ داداشی میدونی از صبح چند بار قسمت دادم که گوشیو بردار ؟ میدونی چند دفعه به جون آجی به مرگ آجی قسمت دادم گوشیتو جواب بده ؟ داداشی ببین حالم خوب نیست ... داداشی ببین دارم از صبح میلرزم ... داداشی تو که طاقت اشکامو نداشتی حالا کجایی ؟

مهدی من چقد باید میگفتم مواظب خودت باش ؟ مهدی چقد باید التماست میکردم که مواظب جونم باش ؟ مواظب یکی یه دونه ام باش ؟ مهدی اصن مگه میشه تو نباشی دیگه ؟ تو نباشی دیگه واسه کی قهر کنم هر دو دقیقه یه بار بعد کی هی پشت هم منت بکشه ؟ من ناز کنم براش ؟ اصلا بیا ... هر چقدر میخوای قهر کن ... اصلا بیا تا عمر دارم منتتو میکشم .. نازتو میکشم ...بیا مثه پریروز خودتو لوس کن ...انقد منتتو میکشم انقد التماستو میکنم تا آشتی کنی ...

داداشی مگه اصلا تو قرار نبود وقتی برگشتی برام عکس بفرستی ؟ مگه قول نداده بودی ؟ مگه قرار نبود عکسای اردو رو بفرستی ... اصن اون عکس قبلیات کو که میخواستی بفرستی ؟ اصن چرا چند روز پیش که تهران بودی با هم رفته بودیم بیرون واسه نیم ساعت چرا نگفتی آجی ازم عکس بگیر ... چرا نگفتی آجی من تا برات عکس بفرستم طول میکشه خودت ازم عکس بگیر ... گیرم من یادم رفت ... تو نباید میگفتی ؟مگه قرار نبود وقتی اومدم اینجا برات عکس بگیرم بفرستم ؟ مگه سر تعدادش با هم بحث نمیکردیم ... خب پاشو برات هرچقدر بخوای عکس میگیرم ..چرا میزنی زیر قرارمون ؟ها ؟ اونوقت پا شدی رفتی اونجا ... یعنی بردنت ... یعنی باید میرفتی اونوقت اینا امروز بهم میگن واسه اینکه یکیو نجات بدی ضربه مغزی شدی ؟ همونجا در دم تموم کردی ؟ اونوقت فکر منو نکردی ؟ اصلا کی بهت گفت بری اونجا ؟ ها ؟ مگه من بهت نگفتم توو همون دانشگاه بمون ؟ مگه نگفتم داداشی خطرناکه پست راننده رو قبول نکن ؟ داداش خدایی من چقدر التماست کردم و شوخی گرفتی ؟ خدایی نه بگو ... چقدر التماست کردم و گفتی آجی نگران نباش هیچیم نمیشه ؟ داداش چقدر التماست کردم ؟ اصلا تو چرا رفتی کمک کنی که اون توو رودخونه غرق نشه هان ؟ نگفتی خودم یه چیزیم میشه بعد جواب آجیو چی بدم ؟ نگفتی که به اجیم قول دادم مواظب خودم باشم ؟ نگفتی آجی بدون من دق میکنه ؟ اصلا مگه اون همون رودخونه نبود که پریروز دم غروب رفتی وسطش بهم زنگ زدی گفتی " آجی بالاخره یه جا پیدا کردم که آنتن بده بتونم بهت زنگ بزنم ... بتونم صداتو بشنوم ؟ " همون جا نبود که بهت خندیدم گفتم دیوونه برو بیرون از رودخونه و تو گفتی نوموخوام میخوام با آجیم حرف بزنم به تو چه حسودیت میشه ؟ بعد منم خندیدم گفتم " از دست تو ..." مگه همون جا نبود ؟ اصلا مگه دیروز واسه یه وضو نرفته بودی ؟ مگه یه وضو چقدر طول میکشید ؟ اصلا به تو چه یکی افتاده توو آب ؟ مگه تو آجی نداشتی که رفتی ؟ داداش جونم حالا من بدون تو چیکار کنم ؟

داداش اینا چی میگن ؟ داداش چرا وقت نشد بپرسم اون تابلو کوچولو رو که برات خریدم و خیلی خوشت اومد زدی به دیوار اتاقت یا نه ؟ داداش تو دستت کبود شده بود من تا یه روز عزا گرفتم حالا اینا  چی میگن که نیستی ؟ داداشی مگه نگفتی برادر زاده ات نیایش رو یه سالش که بشه از دست داداش اینا میگیری خودت بزرگ میکنی ؟ مگه نگفتی انقد دوس داشتنیه که میخوای پیش خودت باشه با خنده میگفتی دیگه بهشون نمیدمش ... الان نمیگی نیایش دیگه عمو نداره ... مهدی مگه قرار نبود عکس نیایش رو برام بفرستی ؟

اصلا این خواهر زنداداشت چی بود که میگفت ؟ مگه همین نبود که وقتی باهات حرف میزدم میومد اذیتت میکرد ؟ اونوقت دو تایی میخندیدیم ؟ اونوقت چی میگه الان به من ؟ مهدی جونم بیا بگو همش دروغه ... بیا بگو ... به خدا ... به جون یه دونه داداشم ناراحت نمیشم ... دعوات نمیکنم ... سرت داد نمیزنم ... هر چند که تو خوشت میاد عصبانیتم و ببینی ... داداش چرا زنگ نمیزنی از دیروز تا حالا ؟ مگه خودت نگفتی هر روز باید صداتو بشنوم ؟ الکی میگفتی ؟ پس چرا زنگ نمیزنی ؟ اصن چرا دیروز زنگ نزدی ... ؟ چرا فقط اس ام اس دادی ؟ منتظر بودی برسم بعد ؟ چرا نذاشتی واسه آخرین بار صداتو بشوم ؟

داداش تو نباشی کی هر روز بهم زنگ بزنه ؟ کی هر روز دم به دقیقه حالمو بپرسه ؟ کی هر شب قبل خوابش بهم شب بخیر بگه و تا نگه خوابش نمیبره ؟ دیگه روزا منتظر زنگ کی باشم ؟دیگه شبا کی بهم شب بخیر بگه ؟ داداش چرا تنهام گذاشتی ؟ داداش من فقط تو رو داشتم ... داداش مگه نگفتم همه کس منی ؟ مگه تو نگفتی زندگیمی ؟ عمرمی ؟ جونمی ؟نفسمی ؟ من که هنوز هستم تو کجا رفتی بدون من ؟ اینه رسمش ؟

داداش تو نباشی به کی بگم کوچولو ؟ بعد تو قبول نکنی بگی تو از من کوچولوتری قدی و وزنی ؟ منم بگم اول برو اون یه ماه و چهار روزو که از من کوچیکتری حل کن بعد به من بگو کوچولو ؟

اصن مگه تو قرار نبود اون دو تا کتابی که دوروز پیش پیدا نکردمو برام پیدا کنی و من گفتم خودم دلم میخواد بخرمشون و کلی ناراحت شدی ؟ اصلا چرا این آخری با ناراحتی رفتی ؟ داداش پاشو بیا میخوام بگم اون دو تا کتابو برام گیر بیاری ... دروغ نمیگم ...پاشو بیام بهت اسم کتابا رو میدم ... داداشی تو پاشو دیگه سر تهران اومدنت بحث نمیکنم ... دیگه نمیگم داداشی جاده خطرناکه نیا ... قول بده مواظبی بعد بیا ...خب ؟ داداشی اون جعبه کادویی که واسه تولدت قرار بود بدم هنوز تهرانه ... هنوز نیمه کارست ... به کی بدم پس ؟ ببخشید زود تمومش نکردم خب ؟ حلالم کن داداشی که ناراحت کردم ... خب ؟ بخشیدیم ؟

چرا همش میگفتی جات خالیه اینجا ؟ ها ؟ میخواستی باشم و جون دادنتو ببینم ؟ آره ؟

داداشی هنوز کلی کادو مونده که باید برات بخرم ! داداشی ببخشید تولدتو تبریک نگفتم چن روز پیش ... خو یادم رفت ... وایسادم تولد واقعیت بشه تبریک بگم ... من از کجا میدونستم که نیستی دیگه ...؟ اصن من آجی کوچولوت ... دیگه باهات بحث نمیکنم ... هر چی تو بگی ... الان نخند نگو چرا یهو مهربون شدی ... خو بعضی وقتها باید مهربون باشم دیگه ... داداشی دیگه کی عیدا که میشه بیاد توو وبلاگم کامنت بذاره که من عیدی میخوام ؟ شیرینی میخوام ؟ داداشی هنوز چند تا شیرینی مونده بهت ندادم ... پاشو بیا بهت شیرینیتو بدم ؟ داداشی دیگه کی بیاد دعوام کنه که چرا توو وبلاگت غمگین مینویسی ؟ کی واسه همین باهام قهر کنه ؟ من نازشو بکشم و خودمو واسش لوس کنم که آشتی کنه ؟

داداشی لعنت به سربازی ... لعنت ... میدونم به اون چیزی که دلت میخواست رسیدی ... میدونم الان خوشحالی ... میدونم الان دلت نمیخواد این حالمو ببنی ... اما انتظار که نداری خوشحال باشم و بخندم ؟ ها ؟ داداشی همیشه میدونستم که انقد خوبی که زود میری اما نه به این زودی ... نه بدون خداحافظی ... داداشی حالا میفهمم چرا واسه این یه هفته ماموریتت ناراحت بودی ... منم از کجا میدونستم یه هفته ات میشه تا ابد ؟ داداشی باورم نمیشه ... داداشی دارم دق میکنم ... پاشو بیا آرومم کن ...

داداشی اینا چی میگن ؟ داداشی مگه قرار نبود با هم بریم سینما ؟مگه قرار نبود بیای بزنیم ؟یادته چقد اوندفعه زدی ؟ اما خب اصلا درد نداشت ... میدونم حواست بود ... حالا کی و تهدید کنم که میام میزنمتا ؟ بعد بگه بدو بیا .. بدو بعد منم بگم نوموخوام ؟بگی چرا همش تهدید الکی میکنی ؟ خب گفتم که دلم نمیاد ... دیدی این همه پیشم بودی تو زدی اما من نزدم ؟ خو دلم نمیاد مهدی جونم ...چطوری دلم بیاد آخه ؟ مگه قرار نبود اگه نمره هام کم شد بیای دعوام کنی ؟ خب بیا دعوام کن دیگه ... انقده نمره هام کمه ...داداشی جونم کم آوردم ... دیگه نمیکشم ... دیگه تحمل نبودن تو رو ندارم ... به جای اینکه بیای دلداریم بدی خودتم تنهایی گذاشتی رفتی ؟ داداشی دیگه به کی بگم بچه بد ؟ کاش من الان به جات بودم ... کاش میمردم و این روزو نمیدیدم ... نخند توو دلت پسر ... نخند ... نخند دارم دیوونه میشم ...

داداشی اینا چی میگن ؟

داداشی تو که میدونستی نفسم بودی ... ببین نفسم دیگه در نمیاد ...

خدا ... خدا ... خدا ... نفسمو گرفتی ...

خدا بازم تو بردی ... همیشه تویی که میبری ... اینم رووش ...اما بخند خدا ... بخند ... تا دلت میخواد بخند ... حالم خیلی خنده داره ... بخند ...

دلم خونه ...

پرم از درد دلتنگی٬ واسم راهی نمیمونه

تو که خوب و خوشی بی من ٬ بدون تو دلم خونه

دلم خونه دلم خونه وجودم بی تو داغونه دلم خونه

نمیدونه نمیدونه کسی حالم و جز خدا نمیدونه

دلت قرصه که من هستم ٬ که دنیامو به تو بستم

که هر وقت مشکلی باشه ٬ برای تو دم دستم

ولی من چی کی و دارم ٬ که مثل خود من باشه

 که هر وقت عشق و کم دارم  ٬ مثه معجزه پیدا شه

دلم خونه دلم خونه وجودم بی تو داغونه دلم خونه

نمیدونه نمیدونه کسی حالم و جز خدا نمیدونه

تو که نیستی پریشونم ... دلم خونه

هراسونمو حیرونمو دیوونه

دلم خونه  دلم خونه وجودم بی تو داغونه دلم خونه

نمیدونه نمیدونه کسی حالم و جز خدا نمیدونه ... *

 

پ.ن ۱: * دلم خونه ... آلبوم مدارا ... شهرام شکوهی

پ.ن ۲: فقط دلم خواست اینو اینجا بذارم ! چرایش ...بماند ! همین !