دیشب برای اولین بار به آسمون شب نگاه کردم ... نه !! دیشب برای اولین بار از این اتاق به آسمون شب نگاه کردم !! خیلی وقت بود بود به آسمون اینجوری نگاه نکرده بودم ! مثل کسی که دنبال چیزی میگرده و پیداش نمیکنه !

آسمون اون طرف ها هم همینه ؟

هر چی دنبال ماه و ستاره گشتم پیداشون نکردم !!من دوست دارم وقتی پرده ی اتاقم و کنار  میزنم و دنبال ماه و ستاره میگردم پیداشون کنم !! یعنی چی ؟ الکی که نمیام پشت پنجره !!

ماه رفته بود پشت ابر قایم شده بود !! نمیدونست خسته ام از این قایم باشک بازی ها !! خیلی نگاه کردم ! دلم برای سو سو زدن ستاره ها تنگ شده بود !!

هر چند ابر هم خوبه ولی توی روز ...! شبای ابری رو دوست ندارم !! هر چیزی جای خودش !!

ابر های اینروز ها هیچ خاصیتی ندارن ! اصلا چه فایده که ابر هست و بارون نمیباره ؟ آخه ابر هم انقدر خسیس ؟

این روزها فقط خورشید داره فرمانروایی میکنه ! مثل این بچه های عقده ای که چند وقته نوبت بازی بهشون نرسیده و حالا که رسیده دست بر نمیدارن !! حالا خورشید هم همینه !! دست از سر آسمون و زمین و آدمهاش بر نمیداره ! فقط بلده همینجوری به آدمهای بیچاره و گل و گیاه بیچاره تر از ما زور بگه ۱! میدونه دستمون بهش نمیرسه !! آخه بزرگی گفتن کوچیکی گفتن ...! اینه رسم بزرگی ؟؟

از اون طرف ماه رو بگو ...! نه اصلا ببینم به تو هم میگن ماه ؟؟آخه تو به غیرتت بر نمی خوره  میبینی این چراغای سر خیابون بیشتر از تو نور میدن !! اَه یه کم خجالت بکش دیگه ! حالا بعد عمری اومدم نگات کنم میری قایم میشی ! اصلا از این کارت خوشم نیومد !!

.

.

اصلا از امشب بهت سر میزنم ببینم کی آدم میشی ...چی ببخشید ... یعنی کی میشی یه ماه درست و حسابی ...!!

پ.ن۱ـ این متن رو دو سه شب پیش نوشتم !! الان همشون آدم شدن !! یعنی همشون بچه ی خوب شدن !!

دیشب هم ماه بود و هم ستاره !! امروز هم خورشید یه کم رفته مرخصی ...! ابر ها هم که یه چند قطره ای باریدن و خودی نشون دادن !!

میدونستم زودتر مینوشتم ها !! به جان خودم !!

یا حق