امشب

در یک خواب عجیب

رو به سمت کلمات

باز خواهد شد .

باد چیزی خواهد گفت .

سیب خواهد افتاد ٬

روی اوصاف زمین خواهد غلتید ٬

تا حضور وطن غایب شب خواهد رفت .

سقف یک وهم فرو خواهد ریخت .

چشم

هوش محزون نباتی را خواهد دید .

پیچکی دور تماشای خدا خواهد پیچید .

راز ٬ سر خواهد رفت .

ریشه ی زهد زمان خواهد پوسید .

سر راه ظلمات

لبه ی صحبت آب

برق خواهد زد ٬

باطن آینه خواهد فهمید .

 

امشب

ساقه ی معنی را

وزش دوست تکان خواهد داد٬

بهت پر پر خواهد شد .

 

ته شب ٬ یک حشره

قسمت خرم تنهایی را

تجربه خواهد کرد .

 

داخل واژه ی صبح

صبح خواهد شد.

(سهراب سپهری )

پ.ن ـ شعر های سهراب رو دوست دارم چون تو رو با هر حالی جذب میکنه و برای چند لحظه هم که شده انگار از همه چی آزاد میشی !

یا حق