تا انتها حضور
امشب
در یک خواب عجیب
رو به سمت کلمات
باز خواهد شد .
باد چیزی خواهد گفت .
سیب خواهد افتاد ٬
روی اوصاف زمین خواهد غلتید ٬
تا حضور وطن غایب شب خواهد رفت .
سقف یک وهم فرو خواهد ریخت .
چشم
هوش محزون نباتی را خواهد دید .
پیچکی دور تماشای خدا خواهد پیچید .
راز ٬ سر خواهد رفت .
ریشه ی زهد زمان خواهد پوسید .
سر راه ظلمات
لبه ی صحبت آب
برق خواهد زد ٬
باطن آینه خواهد فهمید .
امشب
ساقه ی معنی را
وزش دوست تکان خواهد داد٬
بهت پر پر خواهد شد .
ته شب ٬ یک حشره
قسمت خرم تنهایی را
تجربه خواهد کرد .
داخل واژه ی صبح
صبح خواهد شد.
![]()
(سهراب سپهری )
پ.ن ـ شعر های سهراب رو دوست دارم چون تو رو با هر حالی جذب میکنه و برای چند لحظه هم که شده انگار از همه چی آزاد میشی !
یا حق ![]()
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۸۷ ساعت 10:40 توسط ***//مریم//***
|
هیچ ! باشد تا بماند یادی و یادگاری !