دوباره تاسوعا و عاشورا به همین زودی رسید و به همین زودی هم رفت .به همون سرعت دلها پر کشید به طرف حسین (ع) و کربلا٬و به همون سرعت هم داره برمی گرده اما ای کاش بر نمی گشت...

کاش همون جا تا آخر مهمون بود کاش ...

کاش همیشه تو دلهامون یاد محرم زنده باشه کاش...

********

روز تاسوعاست یک کم بعد از دسته حرکت میکنم . مثل همیشه دلم میخواست پای پیاده برم اما بازم آرزو  به دلم موند .بالاتر که میرم میرسم به دسته ... فقط گوش میدم فقط گوش هیچی نمیگم اینبار فقط میخوام خوب بشنوم صدای حسین حسین و یا  ابوالفضل رو ...

این بغض لعنتی نترکید ...مثل همیشه ...

***

شب عاشوراست همراه دسته تو هوای سرد راه می افتم سمت قبرستون ٬ محل تجمع دسته ها٬ میرم بعضی جاها فاتحه میخونم منتظرم ببینم امسال این دسته ها چی کار میکنن ؟

یکی یکی از هر طرف میان و میرسن به هم وقتی با هم اند چقدر بزرگ به نظر میرسن . اینبار نگاه میکنم به این عظمت٬ به تاریکی شب و اون سرما و این همه مردم ... با هر ضربه ی طبل یه چیزی اینگار ته دلم خالی میشه اما باز هم این بغض نمیترکه ...پیرمرده با اون سنش چقدر قشنگ میخونه ... اینگار هیچ کس انتظارشو نداشت ... اینبار به دستاش نگاه میکنم که برا حسین چطوری بالا و پایین میره و اون بغضی که تو گلوشه رو حس میکنم ...

اینبار اشک تو چشمام جمع میشه اما یه حسی اجازه نمیده که بریزن پایین از این حس خوشم نمیاد دلم میخواست برم یه گوشه تنهای تنها کنار  سنگ سرد یه قبر سرم رو بزارم رو زانوهام و تا دلم میخواد گریه کنم و اشک بریزم  اما نمیشه ... نمیدونم چرا ؟

***

روز عاشوراست دیر از خونه حرکت میکنیم اما بالاخره نیمه های راه به دسته میرسیم ...بازم میریم قبرستون اما اینبار حس دیشبو ندارم بازم نمیدونم چرا برام زمان خیلی زود میگذره  نزدیکای نماز ظهره  میرم که وضو بگیرم ... میرم یه گوشه با اون آب سرد وضو میگرم اما بازم لذت داره چون قرار نماز ظهر عاشورا رو بخونم .

نماز رو تو قبرستون میخونن ٬ اذان رو میگن ٬ کم کم صفها بلند و بلندتر میشه چیزی رو زمین نذاشتن باید رو چمن بخونیم برا بعضی ها مهر هم نبود رو سنگ باید میخوندن ...

نمیدونی چی لذتی داره نماز ظهر عاشورا٬رو چمن هایی که سرده و نمناک وقتی سجده میری بوی چمن تازه رو حس کنی ... نمیدونی !!!

***

پ.ن۱ـ دیدی گفتم ! به همین زودی گذشت ... زودتر از اون چیزی که فکر میکردم  گذشت ٬ رفت تا سال بعد ٬ سال بعد دوست دارم به همین زودی برسه ...

پ.ن۲ـ  خسته شدم از بس این بغض رو هر سال همراه خودم کشوندم و نشکست ...

پ.ن۳ـ هنوز هم برام این سواله چرا اینجا تا زمانی که امام حسین(ع) نمرده عزاداری میکنن اما بعدش...

پ.ن۴ـ از این که سر نمیزنم معذرت !ایشالله بعد امتحانا جبران میکنم ببخشید!

یا حق