خداوندا اگر يك شب خدايي را به من بخشي و يك شب بنده ام باشي.تورا از حال دنيا بي نيازت ميكنم ان شب
تمام خوب رويان زمين رابرايت بنده ميسازم
خدا وندا اگر يك شب خدايي را به من بخشي و يك شب بنده ام باشي.

ندا از عرش امد : بيا امشب خدايي كن
مرا با مركبي بسوي اسمان بردندومن انجا خدا بودم

وهر كس را شكايت بود يكي از دست فرزندش كه شبها باده مينوشد
گرفتم جان فرزندش
زهركس شكوه افتد ميگرفتم جان اورا تا نباشد
به ناگه نام من از شكوه ها افتاد


خداوندا غلط كردم خطا كردم گنه كردم نميخواهم خدا باشم

همان بهتر خدا باشي و من بنده ات باشم

یاحق