سلام

بالاخره امتحانا تموم شد رفت پی کارش اونم چه رفتنی

به جای اینکه من پشت این امتحانا رو خاک کنم اونا منو حسابی خاک کردن . نمیدونم چرا امسال اینجوری شد از اولش خوب شروع نشد منظورم سال تحصیلیه(من شاگرد تنبل نیستم فکر بد نکن فقط امسال خیلی خودمو به تنبلی زدم و نتیجه اش هم ...)

این آخرین امتحان هم که .... ولی به خدا خیلی سوز داره آدم خودشو بکشه و بخونه ولی آخرش هیچی !!! تازه این که تا برگه رو تحویل دادی یادت بیاد که آدمو دیوونه می کنه !!! آخه فیزیک هم میزارن آخرین امتحان؟؟؟    اصلا ولش کن !

امروز اصلا حال نداشتم بنویسم اما اومدم خونه رفتم سراغ برنا مه ی چهار میخ (رادیو جوان - هفت شنبه ی قدیم ) که دیروز ضبطش کرده بودم فکر کنم اولین باری بود که حتی یه ذره اش هم گوش نکردن (ببین من چقدر درس خونم ) الان هم دارم گوش می دم اول اون حال و روزم بود اما حالا دارم از خنده می ترکم . فکر کنم حسابی تجدید قوا شد واسم .

رفتم کتاب سهراب سپهری بخرم دیدم کتاب فروشه چند قدم جلوتر کتاب فروشی رو بست خب دو دقیقه دیرتر می بستی چی می شد ؟آخه آدم انقدر مقرراتی ؟؟؟ حالا هی داره راست راست جلو من راه میره ، آی حرصم می گیره ، من از اول خرداد انتظار این آخرین روز و می کشیدم که برم بخرمش .

راستی همین الان یادم اومد که هیچ کدم از بچه های مدرسه نپرسید که کارنامه ها رو کی میدن واقعا چقدر مشتاقن برا کارنامه گرفتن نمره ها همه عالی همه دارن لحظه شماری می کنن برا نمره هاشون......

بالاخره اینکه مدرسه با تموم خوبی ها و بدی هاش با نمره های خوب و بدش و تمام لحظه ها و استرس ها ش تموم شد ، با اینکه دلم خیلی برا مدرسه و دوستام تنگ میشه ولی سه ماه تابستونو بچسب که تا چشم بهم بزنی دوباره سر و کله ی این مدرسهه پیدا میشه!! تا خداحافظی نکردی دوباره باید سلام کنی !!!

یا حق