به همین راحتی ...
سرده تمام لحظه هام ٬ پاییزه باغچه ی تنم
بی تو نفس نمیکشم ٬ هر لحظه من جون می کنم
رفتی سفر چه آروم ٬ نگفتی یاری داری
نگفتی پشت این در ٬ چشم انتظاری داری
کاشکی میشد که یک شب مهمون خواب من شی
حتی واسه یه لحظه ٬ رویای ناب من شی
دیدار ما عزیزم ٬ باشه واسه قیامت
اما بدون به دوریت ٬ هرگز نکردم عادت
نداره راه برگشت این سفر همیشه
غصه ی بی تو بودن هیچوقت تموم نمیشه
هنوزم که هنوزه دلم هواتو داره
گوشه کنار خونه تو رو یادم میاره
...
پ.ن ۱: حرفی برای گفتن نیست ... وقتی حرفی برای گفتن نیست پس نبودن بهترین گزینه است ... ... ترجیح میدهم کسی از طرفم حرفی بزند تا خودم بخواهم در به در دنبال واژه بگردم برای وصف این روزها و این لحظه هایم ... ترجیح میدهم این آهنگ تمام حرفم را بزند ...
پ.ن ۲: حالا دیگر تو تنها کسی هستی دیگر اگر زمین و زمان هم دست به یکی کنند نمیتوانند تو را از من بگیرند ... مگر میشود چیزی را که یک بار از دست داده ای را دوباره بگیرند ؟ در مورد تو دیگر نمیشود ...
مدتهاست که گذاشته ام جلوی چشمانم باشی ... که هرگز حتی یک لحظه هم از جلوی چشمانم نروی ... صفحه ی موبایلم ، صفحه ی لپ تاپم ، کیف پولم ، سجاده ام ... دیگر هر جا را که نگاه کنم جلوی چشمانمی عزیزِ جانم ... که نکند حتی لحظه ای بیاید که فراموشت کرده باشم ... چقدر خوب است که دیگر به هیچ قیمتی از دستت نمیدهم ... چقدر خوب که دیگر کسی نمیتواند تو را از من بگیرد ...
پ.ن ۳: و باز هم در تمام این دنیا من ماندم و تویی که دیگر نمیبینمت اما دلم میخواهد که باشی ٬ پس هستی ... گاهی به همین راحتی همه چیز یک آدم تمام میشود و تنها میشود ... به همین راحتی که میبینی ... به همین راحتی باز هم من ماندم و تو ...
هیچ ! باشد تا بماند یادی و یادگاری !