حکایت تلخ ولنتاین !

سلام

امروز روز ولنتاین بود یا فردا ؟

نمیدونم ٬چون از این روز متنفرم . چون بدجوری  واقیعت ها رو نشون میده ٬چون از هر کسی که تو این رو یه جعبه کادوی قرمز دستش گرفته و یا یه عروسک قرمز بدم میاد . اصلا وقتی نگاه های مردم رو به اونا  میبینم .... هیچی !

اصلا پولدار ها  به درک ! دلم برا بدبخت هایی میسوزه که پدرشون پول خرید لباس عید برا خودشون رو نداره اما دختره برا دوست پسرش میره کادوی چند هزار تومنی میخره برای  کسی که ...

دلم برا پدر و مادر هایی میسوزه که فکر میکنن  دخترشون  با تمام دختر های دیگه فرق داره و نمیدونن  کادوی چند هزار تومنی که واسه دوستش خریده رو از ترس اونا داده تا دوستش تا روز ولنتاین نگه داره ...

فقط وقتی این افراد رو میبینم تاسف میخورم  چون کار دیگه ای براشون نمیشه کرد  برای کسانی که افتخارشون به این جور دوستی هاست و افتخارشون سر رقابت با دوست های دیگه اشونه که کی کادوی بهتری رو برا دوستش میخره ...

متاسفم برای کسانی که همه چیز رو اشتباه می گیرند اونها بدون داشتن حتی یه ذره اطلاعات درباره ی روز ولنتاین فقط یه کادوی قرمز میگیرند دستشون و میافتن تو کوچه خیابون دنبال ...

پارسال فقط کلاس ما دیدن داشت بچه ها سری به سری میومدن کادوهای گرفته شده و اونایی که هنوز ندادن به طرف رو به رخ هم میکشیدن اما امسال یه خورده مخفیانه تر بود به نظرم !

اما ولنتاین فقط یه بهانه است مثلا برای ابراز عشق٬ اما به چه کسی؟  خدا میدونه !

خوشحالم که مثل هیچ کدوم اینا نیستم  واقعا خوشحالم ! 

???????????????

پ.ن ۱ـ پسرا هم از این قاعده مستثنا نیستند !

پ.ن۲ـ قصدم این نیست که حرف از فرهنگ ایرانی و اینا بزنم و فرهنگ های خارجی رو بد بدونم اما مایی که داریم مثل یه ادم چشم و گوش بسته از اونها تقلید میکنیم باید یه اطلاعات درست داشته باشیم مگه نه ؟ و میگم که همیشه فرهنگهای خوب هر کشوری جایی تو فرهنگهای کشور دیگه داره و یا جایی برا خودش باز میکنه ! و اگر نمیتونیم فرهنگ بسازیم بهتره فرهنگ هارو به همون شکلی که هست وارد کنیم نه با پیاز داغ اضافی !

پ.ن ۳ـ خداوند به همه ی بندگان عقل سالم اعطا فرماید ! انشالله !

یا حق

 

تا انتها حضور

امشب

در یک خواب عجیب

رو به سمت کلمات

باز خواهد شد .

باد چیزی خواهد گفت .

سیب خواهد افتاد ٬

روی اوصاف زمین خواهد غلتید ٬

تا حضور وطن غایب شب خواهد رفت .

سقف یک وهم فرو خواهد ریخت .

چشم

هوش محزون نباتی را خواهد دید .

پیچکی دور تماشای خدا خواهد پیچید .

راز ٬ سر خواهد رفت .

ریشه ی زهد زمان خواهد پوسید .

سر راه ظلمات

لبه ی صحبت آب

برق خواهد زد ٬

باطن آینه خواهد فهمید .

 

امشب

ساقه ی معنی را

وزش دوست تکان خواهد داد٬

بهت پر پر خواهد شد .

 

ته شب ٬ یک حشره

قسمت خرم تنهایی را

تجربه خواهد کرد .

 

داخل واژه ی صبح

صبح خواهد شد.

(سهراب سپهری )

پ.ن ـ شعر های سهراب رو دوست دارم چون تو رو با هر حالی جذب میکنه و برای چند لحظه هم که شده انگار از همه چی آزاد میشی !

یا حق

تقدیم به بهترین دوستم

سلام

****

حدود ۱۰ سال پیش بود . کلاس دوم ابتدایی بودم. اولین روز مدرسه که همه با عجله میرفتن سر کلاس ها تا جا بگیرن منم رفتم جای من شد کنار یه دختر که اسمشو نمیدونستم . کم کم که با هم دوست شدیم فهمیدم اسمش ملیحه است . خیلی ازش خوشم اومد و خیلی هم دوستش داشتم . اما خب اون دوران ٬ دوران ابتدایی بود و دوستی ها هم به همون یه سال بند بود . سال بعد خیلی دوست داشتم بازم تو کلاس هم بیفتیم اما نشد اینجوری شد که کم کم از هم دور شدیم . ولی همیشه به یادش بودم . ابتدایی و راهنمایی هم تموم شد و با اینکه دوستای زیادی داشتم ولی بازم دلم میخواست برا یه بار هم که شده ملیحه رو ببینم .

وقتی اولین روز دبیرستان رفتم مدرسه یه دختری از در وارد شد که دوستشو میشناختم اما خودشو نه ولی چهره اش برام خیلی آشنا بود.

هر چی به اون مغزم فشار آوردم که اینو کجا دیدم یادم نیومد. تا اینکه فهمیدم تو یه کلاس افتادیم . وقتی خودشو معرفی کرد چنان جا خوردم که تا آخر اون روز باورم نشد که اون همون ملیحه ایه که من دوست داشتم برا یه بار دیگه هم که شده ببینمش اما حالا تو یه کلاس بودیم . متوجه شدم که اسم منو یادش رفته به خاطر همین چیزی بهش نگفتم .

سال اول به سرعت گذشت . سال دوم که شروع شد. پشتش نشسته بودم . بر اثر یه اتفاق غیر منتظره(!!!) قرار شد پیش هم بشینیم .

فکر کنم خیلی زود با هم دوست شدیم . و تا امسال هم این دوستی ادامه داره تا جایی که اگه یه روز نیاد مدرسه کلی ضد حال میخورم و دلم براش تنگ میشه .

حالا هم بر این باورم که این کار خدا بوده که بعد از این همه سال من دوباره ملیحه رو ببینم و به خاطر این لطفش هم ازش ممنونم و امیدوارم دوباره از هم جدامون نکنه .

تا حالا دوستای زیادی داشتم صمیمی و غیر صمیمی اما هیچ کدوم رو به اندازه ی ملیحه دوست ندارم و با هیچ کدوموشون مثل ملیحه راحت نبودم (اینو از ته دلم میگم ) .

****

حالا این ملیحه خانوم گل امروز تولدشه و چیزی برای تولدش جز این خاطرات یادم نیومد که براش بنویسم .

پس با تمام وجودم میگم : ملیحه جونم خیلی دوستت دارم و تولدت مبارک .

امیدوارم تا الان دوست خوبی برات بوده باشم و لیاقت محبت های تو رو داشته باشم .

و تو این روز از خدا میخوام که هر جایی که هستی سالم و سلامت باشی و همیشه لبهات خندون باشه و هیچ وقت اشک از چشمات جاری نشه حتی یک قطره (چون طاقت دیدنشو ندارم ).

پ.ن۱ـ خدایا ممنون ٬ممنون به خاطر آنچه که دادی و آنچه که ندادی .

یا حق

لحظه های ناب انتظار...

باز جمعه است!!!!!!!!

خداحافظ ساعت هاي رفته از ياد انتظار وخداحافظ ثانيه اي كه هم اكنون از عمرم گذشتي!
وسلام،سلام ساعت هاي انتظار در پيش.

هرچه اين ساعت ها ميگذرد به گمانم كمتر ميشود،اما انگار انتها ندارد انگار خيال سر امدن ندارد واما اين نكته كه اينجا كسي خسته نيست.

اي كاش شود كه ساعت هاي بعدي تند ترو تندتر بگذرندتا شايد انتهايش نمايان شود،آنگاست كه ديدگان گريان ميشود از شوق وصال.

اما من ميدانم اين ديدگان گريان تا چند قدمي انتها مي ايند اما قبل از اينكه برسند باز و با نگاهي خندان رو به اسمان جان به جان افرين تسليم ميكند.
عيبي ندارد اين گاهي رسم عشق بازيست كه به معشوقت نرسي چون اجل مهلت نداده!
اما من مسلمانم وميدانم كه سراي ديگري هست كه شايد تو را در انجا ببينم وفقط اين اميد ديدگانم را خندان كرده است.

اقاجان باز دوباره اين دل در سينه بي قراري ميكند وترس از ان دارد كه امروز هم نيايي.

به اميد خدايمان ميايي(((اللهم عجل لوليك الفرج)))
برايمان دعا كن تا منتظر وعاشق واقعي باشيم حال كه معشوقي حقيقي چون تو داريم.

پ.ن۱ـ متن از دوست عزیزم : ملیحه  اسحاقی .

پ.ن۲ـ اینکه میبینید این چند روزه از ملیحه متن میذارم یه دلیلی داره که تا چند روز دیگه میفهمید !

پ.ن۳ـ از اون روزی که فهمیدم بین مایی به هر کی میرسم سلام میکنم !

پ.ن۴ـ آقاجان ! ما همچنان چشم به راهیم !

یا حق

آرامش بعد امتحان!!!

چقدر بعضي اوقات به ادم ارامش ميده!!!

چي ارامش ميده؟؟؟؟؟؟؟

اينكه بعد از يه امتحان سخت روي تن سرد زمين بنشيني و به افتاب نگاه كني.
نيم رخ كه بشيني سايه ات بلندتر از خودته!

دستات رو عقب تر از بدنت بزار رو زمين،حالا اگه سرت رو بالا بگيري يه اسمون بالا سرت ميبيني ،يه اسمون كه بدون ابر و ابي. اسمون خيلي خوبه خيلي
اينقدر وسيعه كه اگه يه دنيا غمي كه داري بهش بگي حتي سر سوزني ازش سياه نميشه!!


اخيش!!! يه نفس عميق توامان با اهي از ته دل چقدر دل ادم رو سبك ميكنه.

فقط يه چيزي هيچ سعي نكن ونذار مثل سايه ات بشي،منظورم سياه و مقلد و بي اراده ست.

پس با اراده باش،سفيدو الگو.... تا سايه صفت نباشي.

پ.ن۱ـ سلام بلاخره امتحانا تموم شدم خوب و بدش هم بماند!

پ.ن۲ ـ چه قدر کیف میده یه نفس راحت کشیدن اونم بعد این همه امتحان سخت !

پ.ن۳ـ متن  از دوست عزیزم : ملیحه اسحاقی

یاحق