اگر يك شب خدا بودم.......


خداوندا اگر يك شب خدايي را به من بخشي و يك شب بنده ام باشي.تورا از حال دنيا بي نيازت ميكنم ان شب
تمام خوب رويان زمين رابرايت بنده ميسازم
خدا وندا اگر يك شب خدايي را به من بخشي و يك شب بنده ام باشي.

ندا از عرش امد : بيا امشب خدايي كن
مرا با مركبي بسوي اسمان بردندومن انجا خدا بودم

وهر كس را شكايت بود يكي از دست فرزندش كه شبها باده مينوشد
گرفتم جان فرزندش
زهركس شكوه افتد ميگرفتم جان اورا تا نباشد
به ناگه نام من از شكوه ها افتاد


خداوندا غلط كردم خطا كردم گنه كردم نميخواهم خدا باشم

همان بهتر خدا باشي و من بنده ات باشم

یاحق

آدمی را آدمیت لازم است !

اوهوی ...!

با توام با تویی که داری با اسم و آدرس من عقده هاتو خالی میکنی ...

با تویی که تو این چند روزه ظاهرا هر گهی(با عرض معذرت از دوستان) دلت خواست خوردی نوش جونت!

هدفت چیه ؟ به چی میخوای برسی ؟

مشکلت با منه ؟ با خودم حلش کن چرا میری این ور و اونور با اسم من عقده هاتو خالی میکنی؟

مشکلت هم اگه با کس دیگه ای با خودش حل کن چرا پای منو میکشی وسط؟

آقا یا خانم بی شعور من آبرو دارم نمیذارم هم با غلط های زیادیت آبرومو تو دنیای مجازی ببری ٬یادت باشه من مثل تو بی آبرو نیستم !

حیف که مرد نیستی خودتو معرفی کنی !راستی خیلی ادعات میشه که مردی نه؟ معرفی کن ببینم حرف حسابت چیه ؟ آدرستو بده تا حالیت کنم که من گاگول نیستم که با هر حرفت کم بیارم و بکشم کنار و تو به ساز خودت برقصی . نمیذارم ...

مطمئن باش نمیذارم به هدفت برسی . نمیذارم اینجوری بمونه مطمئن باش !

همین تو وامثال تو اند که دنیای مجازی رو به گند کشیدن

نمی بخشمت (حق ببخشش هم دارم )

قرار ما روز قیامت سر پل صراط

تا اون موقع حسابی حالتو بکن و خوش باش

خوش بگذره بهت !

پ.ن۱ـ از تمام دوستان عزیزم به خاطر این پست و حرفام معذرت میخوام . این پست مخاطب خاص داره که خودش بهتر میدونه !

پ.ن۲ـ ادب و نزاکت بی معنی میشه وقتی در برابر یه آدم بی ادب و بی نزاکت باشی که بویی از آدمیت نبرده !

پ.ن۳ـ دلم برات میسوزه که حتی طاقت خنده ها و شوخی های مجازی رو نداشتی ! دلم برات میسوزه که اینقدر تو وجودت حسادت هست . ترحم برانگیزی ! متاسفم برات !

پ.ن۴ـ قدیما میگفتن بی گناه تا پای دار میره اما بالای دار نمیره ! اما اینجا بی گناه ها هم بالای دار میرن !

یا حق

خانه اي ساخته ام از خار وخاشاك

خانه اي ساخته ام از خار وخاشاك
در پستوي ذهنم خانه اي ساخته ام از خار وخاشاك. خانه ام كوچك كه ديوارهايش كوتاه ست درش از چوب است وخالي از رنگ ريا وپر از عطر خدا
اري خانه ام ديوارهايش كوتاه است ساده و بي ارايش
خانه ام سقف ندارد اري
سقف ندارد تا هر وقت سرم را به رو به بالا ميگيرم اسمان را بينم
اسمان........
همان اسمان كه وسعتش بي پايان است همان اسمان كه خدايم در شب معراج پيامبرش را به سرحداتش برد
همان اسماني كه قران ان كتاب مصون مانده از تحريف جاهلان از انجا بر حضرت محمد(ص)فرود امد
همان اسماني كه پر است از حس خوب خدا هماني كه هرگاه دلت بگيرد بي شك دلش براي تو ميتپد وسرانجام كار براي تو نيز ميگريد
همان كه هر گاه مينگريش خدا در ان متجليست
اري همان خدايي كه در اين خانه ي بي ارايش من هست خداي من زيباست و در عين زيبايي ساده .همينش است كه ..........
خداي من اي معبودا اي كه دل تنگ است براي تو هميشه ياريمان كن كه به يادت باشيم و به اسمان بنگريم تا تجلي تو را دريابيم

 

پ.ن۱- این متن مال دوست عزیزم ملیحه اسحاقی

از این به  بعد شاید بازم میگم شاید اگه افتخار بده ٬ بیشتر متناشو اینجا میبینین کارش حرف نداره

بخونید حالشو ببرید

پ.ن ۲ـ ملیحه جونم ممنون خیلی لطف کردی گلم ٬خیلی دوستت دارم

پ.ن۳ـ عید همتون مبارک

یا حق